X
تبلیغات
خودشکوفایی(self-actualization) - ترس در کودکان (2)
مسائل روان شناسی و موضوعات اجتماعی


ترس درکودکان و راه های مقابله با آن (2)


ترس مبارزه ای است که کودک در مقابله با آن می تواند نیروها و توانایی های خویش را امتحان کرده و محک بز ندم.مقابله با ترس از مهمترین تجارب در هنگام رشد و نمو محسوب می شود .کودکانی که زودتر از موعد درمی یایند که  ترس بخشی از زندگی است بعدها در مورد مشکلاتی که در مدرسه در ارتباط و معاشرت با دیگران در فعالیت های اوقات فراغت و مشکلاتی که در زندگی شخصی و شغلی اجبارا" با آنها مواجه می شوند واکنش متزلزل و ناپایداری از خود نشان نمی دهند.

 

کودکانی که هیچ وسیله ای برای غلبه بر ترسهای خود نمی شناسند همیشه در برابر ترس احساس درماندگی کرده و در مقابل خطرات ناشی از آن نیزاحساس بی پناهی می کنند.

 

کودکان نباید در محیطی رشد کنند که همه مشکلات و دشواری ها از آنان دور باشد چرا که بزرگ شدن به مفهوم فراگیری شناسایی و ارزشیابی مخاطرات نیز هست . اگر کودکی با حمایت والدین قادر به مقابله با موقعیت های ترس آور باشد غلبه بر ترس را به شجاعت والدین خود نسبت می دهد.

 

وقتی کودکی از دوچرحه سواری بدون چرخ های محافظ ویا ازاولین روزمهد کودک می ترسد نباید او را ترسو محسوب کرد بلکه خودداری او فقط نشانه آن است که با یک موقعیت جدید بلافاصله کنار نمی آید. کودک باید ابتدا با چیزی که برایش پیش می آید آشنا شود پیش ازاینکه جسارت خطر کردن را پیدا کند. گاهی اوقات این مسئله فقط به زمان نیاز دارد.هنگامی که کودک بزرگتر می شود مسایل دشوار را راحت تر حل می کند.

 

عدم درک و آگاهی از موقعیت کودک با عباراتی مثل  "نباید بترسی" و همچنین دل سردی ها نظیر "از عهده این کار بر نمی آیی " و یا تهدید کردن ها شبیه " اگر این کار را این طوری انجام بدهی دیگر با تو بازی نمی کنم " اصلا" به کودک کمک نمی کند . چرا که از او موجودی بی جرات و ترسو می سازد.

 

به منظور یادگیری روش های صحیح برای غلبه بر ترس بهتر است که کودکان با حل مفید و سودمند مشکلات مرتبط گردند.دستورهای ریاست مآبانه  نظیر" بهتر است این طورعمل کنی " و یا شعارهای این چنینی " اگر من به جای تو بودم آن وقت....." کشش و نیروی کودکان را برای انجام کارهای خلاق و مستقل از آنان می گیرد. برعکس پرسش هایی چون "حالا چه کاری می توانیم بکنیم ؟" یا " چگونه این کار را کردی؟" کودکان را به داشتن نظرها و افکار شخصی تشویق و دلگرم کرده و قوه ذوق و ابتکار و توانمندی آنان را در حل مشکلات تقویت می کند.

 

ترس چهره های بسیاری دارد. ترس به شکل نا آرامی اختلال در خواب وگاهی حتی به صورت رفتارهای خشن ظاهر می شود.اغلب کودکان گوشه گیری می کنند حرف نمی زنند و خود را کنار می کشند.

 

نکته مهم درارتباط والدین با کودکان دراین است که کودکان بتوانند ترس های خویش را آشکارا نشان دهند این امر فقط در صورتی امکان پذیر است که آنها بیاموزند نباید همیشه احساساتشان را مهار کرده و مخفی کنند.

 

اگر کودکان بیم آن را داشته باشند که نگرانی آنان جدی گرفته نمی شود و یا مورد تمسخر قرار می گیرند هیچ وقت به افراد دیگر اعتماد نکرده و با آنان درد دل نمی کنند. سخنانی مانند: "من به سن توکه بودم خیلی شجاع تر بودم " یا" یک پسر که نمی ترسد " تنها سبب می شوند که کودکان مشکلات شان را نزد خود نگه دارند.

 

بنابراین باید همیشه یک گوش شنوا برای شنیدن حرف های کودکانمان داشته باشیم . تنها وقتی که آنها ما را به عنوان یک هم صحبت آگاه جدی و فهیم بشناسند می توانیم از آنها افرادی جسور و شجاع ساخته و حمایت و پشتیبانی لازم را از آنان داشته باشیم.

  این نشانه ها می توانند از علائم ترس با شند.................            ادامه دارد.......

نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 11:51 | لینک  |