محدودیت های برنامه ریزی فرهنگی
دکتر محمد علی اکبری
از ديرباز درباره نسبت و رابطه ميان برنامه ريزي و فرهنگ دو رويكرد كلان وجود داشته است . برابر رويكرد اول فرهنگ داراي ساختار ويژه اي است كه دگرگونيها و تغييرات آن كاملاً تابع ساز و كارهاي دروني و تاريخي اش مي باشد و به هيچ رو نمي توان از بيرون و مطابق طرح و برنامه اي خاص تغييرات پيش بيني شده اي را در آن پديد آورد.
اما رويكرد دوم فرهنگ را همان ساير پديده هاي اجتماعي قلمداد مي كند و امكان برنامه ريزي در اين زمينه را ميسر و تا حدود زيادي ضروري مي انگارد . ظاهراً تجارب بشر در زمينه تغيير فرهنگي كه طي دهه هاي اخير صورت پذيرفت، تا حدود زيادي صاحبنظران را متقاعد كرده است كه مي توان با تكيه بر برنامه ريزي هاي معيني به دگرگوني هاي مطلوبي در حوزة امور فرهنگي دست يافت .
نوشته شده توسط حسن عباسی در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 2:4 موضوع محدوديتهاي برنامه ريزي فرهنگي | لینک ثابت
آیا در برنامه ریزی فرهنگی اجتماعی نیازسنجی را جدی گرفته ایم؟
مطلب حاضر بر اساس اهمیت نیازسنجی فرهنگی و نقش آن در برنامه ریزی تنظیم شده است.
" نیاز "عبارتست از فاصله و خلاء بین واقعیت موجود و شرایط مطلوب که با توجه به ارزشهای جامعه امکان بروز پیدا می کند و اگر امکان تغییر شرایط برای ارضاء آن وجود نداشته باشد به صورت بالقوه باقی می ماند. نگاهی به نیاز از دیدگاه های مختلف نشان میدهد بسیاری از نیازها ریشه در فرهنگ و روابط اجتماعی داشته و برآورده شدن آنها از طریق نهادهای فرهنگی اجتماعی و آموزشی صورت می گیرد. برنامه ریزی اجتماعی و فرهنگی در تمامی سطوح مستلزم شناخت نیازهای اساسی جامعه و فراهم کردن شرایط و امکاناتی است که افراد بتوانند در حد مناسب و متعادل به رفع نیازهای خود بپردازند .
"نیازسنجی"عبارت است از کاربرد فنونی که بتوان به کمک آنها اطلاعات مناسب را درباره نیازها گردآوری کرده و به الگوی نیازها و خواسته های فرد ، گروه و جامعه دست یافت. هدف اساسی نیازسنجی، گردآوری و تحلیل اطلاعات درباره مخاطبان است. برخی از محققان اصول نیازسنجی را شامل : استمرار ، جامعیت ، مشارکت ، عینیت ، افزایشی بودن ، واقع گرایی ، پویایی و تعهد دانسته اند.
فرهنگ دارای سه ویژگی اساسی است:«1- به عنوان میراث مشترک تمامی جوامع پدیدهای «عام» است لیکن فرهنگ هر جامعه «خاص» همان جامعه است و هیچ دو فرهنگی کاملا شبیه به یکدیگر نیست 2- از آنجا که تمام پدیده ها از جمله پدیده های اجتماعی دستخوش دگرگونی و تحول می گردند در نهایت فرهنگ جوامع نیز تابع این تغییراتاند پس «متغیر» میباشد. لیکن این تغییر آنچنان کند و آرام است که فرهنگ تقریبا « ثابت » به نظر می رسد 3- پذیرش فرهنگ « اجباری » است زیرا به تمام حیات اجتماعی ما سایه افکنده لیکن «اختیاری» است زیرا انسان الزاماً در چارچوب آنچه از جامعه خود آموخته نمیماند و مختار است پا را فراتر نهد.»
بخش مهمی از نیازهای بشر ریشه در فرهنگ دارد و میتوان آنها را «نیازهای فرهنگی» نامید. هر گاه که تشخیص نیازها از سوی مسئولین یک جامعه با تشخیص نیازهای ذهنی مردم متفاوت باشد و با هم تطابق نداشته باشد ، در آن صورت مردم از هنجارهای تعیین شده پیروی نخواهند کرد و همبستگی اجتماعی دچار مشکل خواهد شد.
در بحث برنامه ریزی بویژه برنامه ریزی فرهنگی اجتماعی باید توجه داشت که با برگزیدن هر نوع نظام برنامه ریزی ، پیشاپیش نوعی طرز تلقی نظام مند از تحول فرهنگی را پذیرفتهایم و بناچار باید لوازم و ملزومات آن را نیز پذیرفته و برای نتایجش آمادگی کافی داشته باشیم.
در برنامه ریزی فرهنگی اجتماعی اصول و نکاتی را باید مدّ نظر قرارداد: از جمله ی این اصول می توان موارد زیر را برشمرد :1 تغییرپذیری 2- انضمامی و تجربی بوده و قابلیت عملیاتی شدن داشته باشد ۳- باید خصلتی ساختاری داشته باشد نه اجباری ۴- مشارکت مردمی را همراه داشته باشد ۵- ویژگی داوطلبانه داشته باشد.همچنین می باید برنامه ریزی فرهنگی را بیش از آنکه در جهت تغییر محتوای فرهنگ های مختلف به سمت فرهنگ خاصی معطوف کنیم ، سعی و کوشش خود را در زمینه ایجاد بستر مناسب و تسهیلات رشد و باروری برای ابعاد مختلف فرهنگ و حوزه های متنوع فرهنگی بکار بندیم.
نوشته شده توسط حسن عباسی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 ساعت 21:47 موضوع نیاز سنجی در برنامه ریزی فرهنگی اجتماعی | لینک ثابت
چگونه عادت مطالعه و كتاب خواندن را در كودكان تقويت كنيم.
چند راهکار ساده:
1. هر روز طبق برنامه اي منظم مطالب و يا داستانهايي براي كودك بخوانيد.
قبل از خواب زمان مناسبي براي خواندن مطالب و يا داستان مي باشد .
2. با كتاب هايي كه براي كودك جذابيت بيشتري دارد شروع كنيد.
استفاده از كتابهايي كه داراي عكس هاي رنگي و متحرك و زيبا مي باشند توصيه مي شود.
3. كتاب خواندن را با فعاليت هاي ديگر تركيب كنيد.
استفاده از باز يهاي نمايشي نقاشي و خمير مجسمه سازي براي بيان داستانهاي كتاب كودك بسيار مفيد است.
4. در منزل ذهن كودك را با لغات و كلمات مختلف آشنا سازيد.
در محيط خانه كلمات مختلف را بر روي كاغذ نوشته و جاي مناسبي نصب كنيد همچنين توجه كودك را به عنوان هاي مجله كتاب روزنامه و...جلب كنيد.
5. وسايل مختلف براي نوشتن و خواندن در اختيار كودك قرار دهيد.
دراختيار گذاشتن وسايل مختلفي مانند: مداد مازيك قلم كاغذ باابعاد گوناگون رنگ الفباي پلاستيكي ماشين تايپ پازل حروف و... كمك كننده خواهد بود.
6. كودك خود را به عضويت كتابخانه ي نزديك محل سكونت درآوريد.
7. نشريات و مجلات مخصوص كودكان را براي كودك خود خريداري كنيد.
8. براي خودتان برنامه ي منظم مطالعه داشته باشيد چون َكودك با مشاهده ي مطالعه ي روزانه ي شما بصورت غير مستقيم به كتاب خواندن ترغيب خواهد شد.
ادامه دارد.. ......
نوشته شده توسط حسن عباسی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت 9:38 موضوع چگونه عادت مطالعه را در کودکان تقویت کنیم | لینک ثابت
رفتارهای ناسازگار رفتارهايي هستند که با نظر پدر و مادر، اطرافيان و جامعه سازگاري ندارد.
رفتار فرزندان ناسازگار احساس بسيار بدي را در اطرافيان ايجاد ميکند بهطوري که خود نيز تحت تأثير واکنشهاي ناخوشايند آن، از سوي ديگران واقع ميشوند.
روانشناسان معمولاً رفتارهاي ناسازگار را در سه طبقه تقسيمبندي ميکنند:
1- اختلال بيش فعالي و کمبود توجه
2- اختلال لجبازي و نافرماني
3- اختلال سلوک
گرچه شباهتهاي زيادي بين آنها وجود دارد، ولي ويژگيهاي متمايزکنندهاي هم در آنها به چشم ميخورد. ممکن است علايم هر سه طبقه در يک کودک ديده شود که براي آشنايي بيشتر به رفتارهاي هر کدام اشاره مينماييم:
نوشته شده توسط حسن عباسی در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 ساعت 11:40 موضوع رفتارهای ناسازگار در کودکان | لینک ثابت
مردم و مدیریت شهری
امروزه، كلان شهرها رو به افزایش هستند و همچون قارچ، رشد كرده و مي كنند. بسياري از اين شهرها، نيز مات و مبهوت از توسعه نامتوازن، در حصار كمربندهاي فقر، حلبي آبادها و حاشيه ها، در دفاع از خود بازمانده اند و به دشواري نفس مي كشند.
اگرچه اين سال ها و اين روزها، شهرها همچنان به آرمان و آرزوي شهروندانش بي اعتناست ولي هنوز كه هنوز است روستانشينان در سوداي زندگي بهتر و آرزوي ديرين ايجاد اشتغال و تامين معيشت، تن به مهاجرت و سر به زندگي در شهرها مي سپارند و بر حجم هماره شهرهاي كوچك و بزرگ مي افزايد.
اما به راستي، چه بر سر شهرهاي امروزي آمده است كه بايد بار چنين مشكلاتي را بر دوش بكشند. مهاجرت، ترافيك، آلودگي هوا، سيماي شهري نامناسب، ناپايداري ساختمان ها، فقدان تا سيسات زيربنايي، ساخت و سازهاي غيراصولي و... و از سويي معضلات اجتماعي، نابساماني، حاشيه نشيني، فقر، تكدي، اعتياد، فساد، فحشا و بچه هاي خياباني و.. را گريزي از واماندگي بسياري از شهرهاي امروز از توسعه متوازن نيست. چرا كه اين وضعيت به طور تقريبي در هر جايي كه سيل شهرنشيني به محله هاي بن بست و خيابان هاي بلند رسيده باشد، به آساني قابل لمس است.
نوشته شده توسط حسن عباسی در جمعه سوم آذر 1385 ساعت 21:26 موضوع مردم و مدیریت شهری | لینک ثابت
عزت نفس و تصویر ذهنی از خود
برخی از نوجوانان در آستانه بلوغ به خاطر تغییراتی که در جسم شان بوجود می آید با اعتماد به نفس خود در کشمکش هستند. این تغییرات، به علاوه میل طبیعی برای مورد قبول واقع شدن، باعث می شود افراد خود را با دیگران مقایسه کنند. آنها ممکن است خود را با افراد دور و بر خود یا هنرپیشه ها و افراد معروفی که در تلویزیون، سینما، یا مجلات می بینند مقایسه کنند.
تغییراتی که با رسیدن بلوغ حاصل می شود، می تواند بر احساس فرد نسبت به خویش تاثیر بگذارد. بعضی دخترها ممکن است از رشد و بالغ شدن اندامشان احساس ترس یا خجالت کنند. بعضی دیگر آرزو می کنند کاش زودتر رشد کرده و بالغ می شدند. دخترها خودشان را تحت فشار می گذارند تا لاغر بمانند و اندامشان بر هم نخورد، اما پسرها دوست دارند اندامشان بزرگتر و عضلانی تر شود.
البته فقط رشد بدن نیست که بر اعتماد به نفس افراد تاثیر می گذارد. عوامل بسیار دیگری (مثل تصویر رسانه ها از دختران لاغر و مردهای عضلانی) نیز می تواند بر تصویر ذهنی فرد از خود، تاثیر گذار باشد.
اگر تصویر ذهنی شما از خودتان مثبت باشد، خود را آنطور که هستید می پذیرید. این برخورد صحیح باعث می شود بتوانید از سایر جنبه های رشد کردنتان نیز بهره بگیرید، مثل محکم کردن پایه های دوستی، مستقل تر شدن از والدین و رقابت با خود چه از نظر فیزیکی و چه عقلی. توسعه ي این جنبه ها می تواند عزت نفس شما را افزایش داده و تقویت کند.
برخي افراد تصور می کنند برای اینکه بتوانند احساس خوبی نسبت به خودشان پیدا کنند، باید ظاهرشان را تغییر دهند. اما آنچه واقعاً باید انجام دهید این است که راه دیدن و احساس کردن خودتان را تغییر دهید.
نوشته شده توسط حسن عباسی در پنجشنبه یازدهم آبان 1385 ساعت 23:0 موضوع عزت نفس | لینک ثابت
نوشته شده توسط حسن عباسی در پنجشنبه ششم مهر 1385 ساعت 1:0 موضوع بهداشت روانی وابعادآن | لینک ثابت
هرم نیازهای مازلو
آبـراهـام مـازلـو بـراي نـخستـيـن بـار مـدل سـلسـله مراتب
نـيازهاي انسان را پايه گذاري كرد(هرم نيازهاي مازلو). كه البته بـعدها
روان شناسان ديگر اين جدول سلسله مراتب نيازها را توسعه دادند.
هر انساني در زندگي براساس نيازهايي برانگيخته و تحريك
مي شود كه عمده ترين آنها به مـنـظور حفظ حـيات است.
بنـيـادي تـرين نـيـازهـا نيازهاي مـوروثـي و فـطـري است كه طي ساليان طولاني تكامل يافته اند. آبراهام مازلو معتقد بود كه انسانـها بـايد نخست نيازهاي بنيادين خود را ارضا و بر آورده كنند تا انگيزه براي تكامل به نيازهاي عالي در وجـودشان شكل بگيرد...
نوشته شده توسط حسن عباسی در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 ساعت 21:51 موضوع هرم نیازها ی مازلو | لینک ثابت
در اين بخش سعي شده به برخي دیگرازنکات جهت دستیابی به موفقيت تيترواراشاره گردد اميدوارم كه سودمند باشد.( ۳)![]()
توصیه هایی در خصوص دستيابي به موفقيت در زندگي:
۱.امروزه موفقيت فرمول بندي شده است، كساني كه در جست و جوي آن هستند، قبل از هر چيز نيازمند علم و آگاهي كافي نسبت به تكنيكهاي آن ميباشند.
۲.علم، تجربه و عقل ثابت كردهاند كه بخش عمده وجود ما نامرئي است، بنابراين معناي جامع و كامل موفقيت، مفهومي است كه در برگيرنده بعد نامرئي وجود انسان نيز ميشود.
نوشته شده توسط حسن عباسی در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 ساعت 9:51 موضوع اصول وسرچشمه موفقیت3 | لینک ثابت
راه حل هاي برخورد با مشكل
1. زندگي بدون داشتن مشكل و مساله مصيبت بار و غم انگيز است.
2. زنده ها هميشه مساله دارند شما به اندازه ي عظمت مشكلات تان زنده ايد.
3. مشكل خود را بشناسيد تمام جوانب آن را به روش علمي و منطقي بررسي كنيد.
4. در برخورد با مسايل خونسرد باشيد واكنش هاي ناگهاني نشان ندهيد.
5. مغز انسان براي تفكر و نتيجه گيري صحيح نياز به آرامش دارد.
6. راه تمام مسايل در ذهن شماست به خودتان فرصت مناسب را براي چاره جويي بدهيد.
7. ايمان به پيروزي ركن اصلي رسيدن به مقصود است.
نوشته شده توسط حسن عباسی در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 ساعت 21:44 موضوع راه حلهای برخورد با مشکل | لینک ثابت
جوانان و تخیل گرايي
"عالم واقعي محدود است ولي دنياي خيال حد و اندازه ندارد ." روسو
" من دو زندگي دارم : زندگي زميني كه اكنون مي گذرانم و زندگي آسماني كه در خيال مي پرورانم ." آيبوري
صفت بارز و مشخص دوره جوانی از جنبه عاطفي خيال پردازي شديد است . تخيلات دريچههاي اطمينان بخش براي رهايي موقت از مشكلات و پناه بردن به دنياي آرام خيالات و رؤياها هستند .
تخيل گرايي كه نقطه آغاز آن در دوره نوجواني است به مرزهاي جواني نيز راه مي يابد و تا حدود زيادي در رفتار و منش جوانان تأثير مي گذارد . جوانان از اين موضوع آگاهي دارند كه درعالم خيال به واقعيت هاي دنياي خارج دسترسي نيست با اين وجود بهعالم خيال رو مي كنند زيرا در اين شرايط است كه احساس نوعي آرامش نسبي مي كنند. بدون شك تخيلات موجب تقويت نيروي ذهن و انديشه و موجد خلاقيت هاي هنري ، فكري وعملي مي شود اما لازمه آن جهت دادن و تمركز بخشيدن به این نیرو است . اين نوع تخيلات مفيد و سودمند را در آثار نويسندگاني چون ژول ورن مي توان جستجوكرد كه آثار آنها علاوه بر جنبه تخيلي ويژگي هاي علمي نيز دارد.
بايد در نظر داشت چنانچه نيروي تخيل از حالت اعتدال خارج شود به نوعي حالت بيمار گونه منجر خواهد شد كه در اصطلاح به آن حالت ميتو ماني مي گويند اين پديده كه در دختران نوجوان و جوان مشاهده مي شود به گونهاي است كه فرد به دروغ پردازي افسانه ای به مانند صورتي از بيماري ميتوماني علاقه پيدامي كند . جوانان حقيقت را وراي امواجي از تصاوير و تخيلات تعبير مي كنند بنابراين بايد در قضاوت درباره آنها احتياط كرد. روابط معيوب و نامناسب اطرافيان و به ويژه والدين با جوان او را به خيال پردازي و انزواجويي بيشتر سوق مي دهد و در نتيجه در پاره اي از موارد منجر به اتخاذ روشهاي دفاعي مي شود. دروغ پردازي افسانه اي و تخيلي يكي از اين روشهاست.
تخيلات جوانان به خودي خود مطلوب مربيان نيست اما نقطه شروع مناسبي است كه مي توان از آنجا با آنها همراهي كرد و به تدريج به دنياي روشن واقعيات رسيد كه اين امر نيازمند خويشتن داري تحمل و صرف نيروي رواني است . خيال پردازي جوانان بر حسب جنسيت و سن آنها متفاوت و شامل موضوع هاي متنوعي است . از سوي ديگر پيشرفت خيال بافي با رشد عقلاني نسبت عكس دارد : يعني هر اندازه رشد نيروي تشخيص و واقع بيني بيشتر شود از ميزان خيال پردازي كاسته خواهد شد .
يكي از اهداف تخيلات و تصورات جوان وجود خود اوست در اين مرحله جوان علاقهمند است كه حالات رواني افكار و انديشههاي خويش را تجزيه وتحليل نمايداين حالت را در اصطلاح خود گرايي نيزمي گويند ومشخصه ی اصلي آن كالبد شكافي رؤياها ، انديشه ها و افكار و احساسات جوان به وسيله خود اوست. علاقه جوان به اكتشاف دنياي دروني خويش زمينه مناسبي است كه در گفت و گوهاي صميمانه بتوان او را درشناخت خويشتن ياري رساند . كتاب هاي مفيد و سالم روان شناسي كه به زبان ساده نوشته شده باشد مي تواند اطلاعات مفيدي در اختيار جوانان قرار دهد تا آنان با اصول علمي حاكم بر رفتارها و شخصيت خود آشنا شوند مربيان مي توانند بخشي از فرصت ها و ساعات پرورشي مدارس را به اين امراختصاص دهند و ازاين را ه با جوانان و نوجوانان گفت و گو كنند تا شناخت لازم از شخصيت و مسائل تخيل گرايي حاصل نمايند. بي شك بخشي از مشكلات دوران جواني و نوجواني ناشي از اين است كه آنها تصوير دقيق و صحيحي از خود ندارند و نمي دانند كه ماهيت آنها چيست و چه بايد بكنند؟ اين مسئوليت برعهده مربيان و والدين است كه كوشش كنند جوانان به شناخت برسند و آنها را ياري كنند تا تصويري واقع بينانه و صحيح از خود به دست آورند.
نوشته شده توسط حسن عباسی در شنبه هفدهم تیر 1385 ساعت 23:20 موضوع جوان و تخیل گرایی | لینک ثابت
جوان : تمايلات غريزي و حيات جنسي
" كسي كه در خود احساس كرامت مي كند شهوات و خواهش هاي نفس ، نزد او بي مقدار مي شود."حضرت علي ‹ع›
بي شك يكي از نيرومند ترين غرايز ، نيروي جنسي و تظاهرات حياتي آن است . اين نيرو از ابتداي تولد به صورت كمون (نهفته) در وجود آدمي نهاده شده است . فرد تا پيش از بلوغ ، دوران آرام و بي تحركي را پشت سر مي گذارد ، اما به محض شروع دوران نوجواني آرام آرام زمان بيداري اين نيرو فرا مي رسد و رفته رفته تمامي وجود نوجوان را در بر مي گيرد و تأثيرات زيادي بر او مي گذارد به گونه اي كه نوجوان ، خود را در چنگال قوي اين غريزه ، تقريبا ًبي دفاع و ناتوان مي بيند و آن را خارج از حيطه اراده و اقتدار شخصي خود احساس مي كند . به همين دليل ظهور و بروزاين غريزه خواه ناخواه با مشكلاتي توأم است . شكوفايي اين غريزه ،به تدريج با هزاران تصور و احساس ديگر همراه مي شود و پس از مدتي تقريباً مالك اصلي وجود آدمي مي گردد.
نوشته شده توسط حسن عباسی در شنبه نهم اردیبهشت 1385 ساعت 22:14 موضوع جوان و حیات جنسی | لینک ثابت
تكنيكهاي فعال كننده مكانيزم خلاقیت:
1ـ باور داشته باشيد كه خالق مهربان در وجود شما گنجينهاي از خلاقيت به وديعه نهاده است.
2ـ هدف گذاري و برنامهريزي مكانيزم موفقيت را فعال كنيد.
3ـ بر اهداف خود تمركز كنيد.
4ـ براي تمركزاز مكاني خلوت و زماني ويژه استفاده نماييد.
5ـ هر چه مطالعه، تحقيق و تمركز بر موضوع مورد نظر بيشتر باشد مكانيزم خلاقيت شما تحرك بيشتري خواهد داشت، از پراكندگي در امور جداً بپرهيزيد.
6ـ از قدرت تخيل براي تجسم اهداف استفاده كنيد.
اديسون ميگويد: وسعت نبوغ و خلاقيت انسان به پهناوري نحوه تخيل و توانايي اوست.
تكنولوژي مدرن و فوق مدرن، نتيجه استفاده بشر از قدرت خلاقيت خويش است، هر آنچه را كه از ابتكارات و نوآوري مشاهده ميكنيد، در علوم فيزيك، شيمي، رياضيات، زيستشناسي، فيزيولوژي، پزشكي و... همه ظهور و تجلي قدرت خلاقيت انسان است.
و تو اي عزيز، همه اين تواناييها را در اختيار داري، كافي است با اشتياق، مطالعه، هدفگذاري، تمركز، برنامهريزي و بالاخره تلاش مستمر به بهرهمندي از آنها اقدام نمايي. آري گنجينه پربهاي وجود را ازابزارهايي كه ذكر آن گذشت، استخراج كرده، خود و جهان را از آن بهرهمند نما.
كمالجويي
يكي از عوامل موفقيت قهرمانان، كمال يابي است، قهرمانان از سعي و تلاش مؤثري براي ممتاز شدن در رشته و حرفه مخصوص به خود بهرهمند هستند.
در جهان كنوني كه عصر رقابت است كسي كه به دنبال موفقيت بيشتري است به يقين بايد امتيازي نسبت به رقباي خويش داشته باشد.انسان در حرفه و تخصصي كه دارد، خواه تحصيلات، مديريت، كشاورزي، صنعت، تجارت، طبابت و... حتي خانهداري بانوان، براي موفقيت بايد از كمالات، علم و تجربه و خلاقيت بيشتري نسبت به رقبا بهرهمند باشد، در غير اين صورت، بايد ميدان مسابقه را ترك كند.
كمالاتي كه انسان براي موفقيت و كاميابي به آن نيازمند است، علاوه بر علم، تجربه، خلاقيت، نوآوري و ابتكار بهرهمندي از جاذبههاي اخلاقي و شخصيتي، ارتباط با گرداننده كائنات نيز ميتواند باشد كسي كه رابطه صميمانهاي با مدير آفرينش داشته باشد، او نيز با مهرباني خاصي كه نسبت به انسانها، مخصوصا دوستانش دارد، همه امتيازهاي لازم را براي موفقيت به انسان هديه ميكند حتي هديهاي بدون چشم داشت.
اي يگانه گوهر آفرينش، با ايجاد ارتباط معنوي با مدير مهربان آفرينش هر روزه بر كمالات، امتيازها و مهارتهاي خود بيفزاي تا انشاءالله همواره پيروز و كامياب باشي.كسي كه با خالق بسيار مهربان و دلسوز، ارتباط صميمانهاي داشته باشد به يقين به كمال مطلق متصل شده است.
نوشته شده توسط حسن عباسی در جمعه یکم اردیبهشت 1385 ساعت 23:41 موضوع اصول وسرچشمه موفقیت(2) | لینک ثابت
جوان و جستجوي هويت
" جستجوي يك جوان در پي هويت ، از برخي لحاظ همان جستجوي معناي زندگي است. (اريكسون)
"مقدمه"
هويت از واژه هاي پر معناي دوره ي نوجواني و جواني است. پديده اي كه بعدها و در سالهاي جواني به صورت تكوين هويت يا بحران هويت ظاهر مي شود.بنابراين مهمترين سالهاي زندگي يعني دوران نوجواني و جواني عرصه تجلي شكل گيري و يا از هم پاشيدگي هويت است.
" تعريف هويت"
در ميان تعاريف متنوعي كه در باب هويت فرد ذكر شده اظهار نظر " جان گاردنر" از صراحت وجامعيت بيشتري برخوردار است . او مي نويسد:" يك فرد جوان بايد بياموزد كه بيش از هر چيز خودش باشد ، در جايي كه بيشترين ارزش را براي ديگران دارد - ديگراني كه مطمئنا ً براي او نيز عزيزتر از هر چيز ديگر هستند مراد از اصطلاح " هويت " چنين رابطه متقابلي است كه متضمن يكي بودن با خويشتن و در عين حال به نوعي سهيم شدن با زندگي دروني ديگران است."
" مفهوم بحران هويت"
مطابق تعريف مذكورحفظ تعادل ميان " وحدت با خود" و " حضور در تجربه باطني ديگران" از نشانه هاي احراز هويت محسوب مي شود بر اين اساس هر گاه تعادل مذكور بر هم خورده و حالت عدم توازن ميا ن آنها به وجود آيد نوعي اختلال يا بحران در هويت پديدار مي شود آن وضعيت را اريك فروم با زيبايي خاصي چنين توصيف مي كند :" لزوم همرنگ شدن {با ديگران} با از دست رفتن هويت بيشتر مي شود."
ازعبارت " فروم" چنين برداشت مي شود كه فرد تأمين انتظارات ديگران ومانندآنها شدن را بر " خود واقعي بودن" ترجيح دهد ناگريز است بهاي سنگيني بپردازد و آن دست كشيدن ازخود انگيختگي و فرديت است." اريكسون" نيز بحران هويت را در عدم توانايي نوجوان براي قبول نقشي كه جامعه از او انتظار دارد ، معنا مي كند. شايد مشكلات متعددي باشد كه فرد در سالهاي بعد زندگي به جهت بحران هويت با آن مواجه خواهد شد.
نوشته شده توسط حسن عباسی در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385 ساعت 23:58 موضوع جوان و هویت | لینک ثابت
جوانان و دوستي
"ناتوان ترين مردم كسي است كه از انتخاب دوستان براي خود عاجز باشد و ناتوان تر كسي است دوستاني كه دارد را از دست بدهد." حضرت علي (ع)
انسان از چه روي به معاشرت با دوست نيازمند است ؟ آيا به اين جهت كه موجود ي اجتماعي است يا از اين جهت كه در معاشرت علاقه مند به كسب بينش زندگي و دانش اجتماعي است؟ پاسخ ما، هر دو را شامل مي شود. جوانان به دو دليل بيش از سايرين به دوستي ها گرايش دارند: اول اينكه آنان مي خواهند در گروه همسالان جايگاهي داشته باشند و پذيرفته شوند تا از اين راه بر احساس تنهايي خويش فائق آيند و از سوي ديگر در حلقه ارتباط دوستي است كه فرد مي تواند خودي نشان دهد و ابراز وجود نمايد و بخشي از توانايي هايش را به ظهور برساند. دوستي و مصاحبت در فرهنگ و ادبيات ما پيشينه اي عميق و كم نظير دارد . براي مثال برخي از حكما گفته اند :" دوستان را درياب كه زيور آسايشند و ذخيره گرفتاري. و"يا " هر كه دوست فراوان دارد بر گردن دشمنان سوار شود."
" موريس دبس " كه در زمينه روان شناسي بلوغ مطالعات و تحقيقات زيادي كرده است عقيده دارد كه دست كم سه نوع دوستي در اوايل جواني شكل مي گيرد:
1. دوستي هايي كه غالبا ًميان جوانان همسن و همجنس در محيط آموزشگاه يا محيط هاي شبانه روزي نظير خوابگاه هاي دانشجويي شكل مي گيرد و در بيشتر موارد يا به خاطر خدمتي است كه يكي در حق ديگري در موقعيت خاص انجام داده است يا در نتيجه سلب اعتماد از يك دوست قديمي به وجود مي آيد . اين نوع دوستي ها با تقديم هديه و نشان دادن احساسات خالصانه به اوج مي رسد و بيشتر اين دوستان ترجيح مي دهند كه دوستانشان همواره متعلق و منحصر به خودشان باشد و ديگري در اين ارتباط عاطفي مشاركتي نداشته باشد.
2.دوستي اي كه بين جوان و نوجوان با كودك به وجود مي آيد و مبتني بر حمايت فرد از دوست خردسال است ،در مورد اين دوستي ها بايد از نظر اخلاقي و روحي كاملا ًاحتياط كرد . در غير اين صورت احتمال راه يافتن انحرافاتي از قبيل آلودگي جنسي به اين دوستي ها وجود دارد و اين زماني است كه بد آموزي هاي خانوادگي ، مراقبت نكردن والدين و خلاءعاطفي كودك ، نوجوان يا جوان زمينه را براي لغزش هاي اخلاقي فراهم مي نمايد.
3.دوستي اي كه بين جوان و فردي كه بزرگتر از او به وجود مي آيد ودوست بزرگتر به خاطر داشتن جاذبه هاي اجتماعي مي تواند اعتماد جوان را به خود جلب كند كه در بعضي موارد اين دوستي به رابطه اي تنگاتنگ مي انجامد . منزه بودن دوست بزرگتر در اين روابط و نظارت خانواده بر دوستي جوانان و نوجوانان ضرورتي انكار ناپذير است.
1. رازداري: همان گونه كه خداوند حافظ اسرار آدمي است دوستان نيز بايد در اتباط با يكديگر رازدار باشند. در اين زمينه يكي از نويسندگان چنين نوشته است: " ما حق داريم اسرار خودمان را با همه كس بگوييم ولي اسرار ديگران امانتي است كه به دست ما سپرده اند نبايد در امانت خيانت كنيم."
2. يكرنگي : دوستاني كه ظاهر و باطنشان يكي است مي توانند اعتماد جوانان را جلب نمايند. در حقيقت اين ويژگي در افرادي تبلور مي يابد كه شخصيت سالمي داشته باشند و احساس حقارت نكنند.
3. پايداري درسختي ها: از نشانه هاي جوانمردي اين است كه دوستان در پيشامدها و تنگنا ها يكديگر را تنها نگذارند و حتي در دشواريهاي زندگي بيش از زمان راحتي و آسايش در كنار يكديگر بمانند و مرارت ها را ميان خود تقسيم كنند.
4. فضيلت واخلاق: دوستان جوانان بر شخصيت آنان تاثیرگذارند به اين مفهوم كه صفات عالي انساني آنها به راحتي به ديگري منتقل مي شود. انتخاب دوستاني كه از معنويت و فضايل انساني برخوردارند موجب تعالي شخصيت جوانان مي شود . پيامبر گرامي اسلام ‹ ص› از حضرت عيس بن مريم ‹ ع› حديثي نقل فرموده اند كه مضمون آن چنين است : " با كساني دوستي نماييد كه ديدارشان شمارا به ياد خدا بيندازد ، گفتارشان بر علم و دانش شما بيفزايد و کردارشان شما را مشتاق آخرت نماید. ادامه دارد...........................
نوشته شده توسط حسن عباسی در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 ساعت 23:47 موضوع جوانان و دوستی | لینک ثابت
نقش تربیت در جوانان
" تربيت، زيباترين چيزي است كه در بهترين انسانها ، آشكار مي شود."( افلاطون)
در ميان عوامل مختلفي كه منشأ و موجد تحولات اجتماعي مي شود، تربيت، آرامترين مطمئن ترين و مفيد ترين آنها مي باشد، تربيت ، روندي بسيار طولاني دارد و تقريباً در همه مراحل عمر آدمي از تولد تا مرگ، نقش خود را ايفا مي كند ، ولي اين نقش در برخي مراحل بر جسته و تعيين كننده و در مقاطعي ديگر نقش آن كمرنگ و محدود مي باشد. برخي از روان شناسان نظير " كارن هورناي " . مهمترين سالهاي تربيت پذيري را هفت سال اول زندگي و پاره اي ديگر تا دوران نوجواني مي دانند و معدودي نظير " كارل يونگ" تأثيرپذيري آدمي از تربيت را تا چهل سالگي ، مي دانند. ابتدا بايد معلوم نمود كه مقصود از تربيت چيست؟ آيا آموختن مفاهيم علمي و يا انباشته كردن ذهن شاگردان است؟
" امرسون" مي گويد: " يك مسأله علمي را به شاگرد ياد دادن كار آساني است ، ولي او را با اميد و اراده و جديت تربيت كردن و قواي روحي اش را براي كار آماده كردن ، عملي است دشوار كه ازهمه كس ساخته نيست".
در حقيقت ، بايد گفت انتقال علم مرحله نازلي از تربيت است و ايجاد روح علمي ، مرحله عالي تربيت است.
در مرحله بعد ، ضروري است، از عواملي كه اثر گذار بر تربيت هستند ، سخن گفت،مهمترين آنها عبارتند از: زمينه ژنتيكي ، عامل محيط خانوادگي ، محيط آموزشي ‹ مدرسه›، محيط اجتماعي ‹نفوذ همسالان ،نهادها و مراكز اطلاع رساني و رسانه هاي گروهي›، عامل رشد ( تحولات مربوط به عامل سني )، عامل مذهب و در نهايت اراده خودساز شخصيت . هر يك از اين عوامل در زمان خاصي ، وارد صحنه شده و تأثيرات خود را بر آدمي اعمال مي نمايد . به گونه اي كه مي توان ، شخصيت فرد را بر آيند عوامل مذكور تلقي نمود با اين توضيح كه دايره نفوذ تأثير هر يك از عوامل كه گسترده تر باشد، شخصيت آدمي در همان جهت ،شكل مي گيرد.
در گام سوم ، بايد ملاحظه نمود تربيتي كه بتواند از جوانان شخصيتي متعادل و هماهنگ به وجود آورد چه ويژگيهايي داد؟ چنين تربيتي بايد ناظر بر جنيه هاي متنوع وجود آدمي به شرح زير باشد:
الف - تربيت بدني (فيزيكي) - هدف اصلي از چنين مقوله تربيتي ، اين است كه توان و نيروي فعال جوان را در مسيري مطلوب و هدايت شده ، به جريان بياندازد و روح آدمي را پاكيزه و مصفا كند و بر اعتماد به نفس فرد بيفيزايد .
ب - تربيت عاطفي - غايت تربيت عاطفي ، پرورش احساس نوعدوستي ، همدلي و تفاهم با ديگران و به ويژه همسالان است . به گونه اي كه جوانان بتوانند به درستي با معاشران و دوستان و اطرافيان خود به دادو ستد عاطفي بپردازند و بيش از آنچه كه " منش گيرنده " داشته باشند از " منش دهنده " برخوردار باشند و به مرحله اي برسند كه " ايثار عاطفه " به ديگران را مقدم بر " دريافت عاطفه " از ديگران ، بدانند.
ج - تربيت اجتماعي - انتظار ما از تربيت اجتماعي جوانان ، اين است كه آنها از جايگاه و منزلت حقيقي خود خود در جامعه آگاه باشند و به خوبي بتوانند چنين موقعيتي را احراز نمايند.
فعاليتهاي فوق برنامه مدارس ، گروههاي بحث و بيان ، تحقيق گروهي ، مسابقات فرهنگي وهنري ومحافل بحث و انتقاد جوان ، فرصتهاي ارزنده اي براي فرايند اجتماعي شدن جوانان ، محسوب مي شوند.
د - تربيت عقلي ( ذهني ) - چنانچه بشري را به عنوان فرايندي بي انتها ، درنظر آوريم و تكوين منش را بر تعليم دانش مرجح بدانيم در اين صورت ، بايد اذعان نمود كه تربيت فكر و انديشه در بالاترين جايگاه " هرم تربيت " قرار مي گيرد. اگر چه به گفته " ويل دورانت " ، ما در شرايطي از جهان معاصر بسر مي بريم كه از تفكر و انديشيدن ، بازمانده ايم و بر همين اساس ، از لذت انديشه و فكر نيز محروم مانده ايم .
ه - تربيت اخلاقي ( معنوي )- منظور اصلي از اين بعد تربيت اين است كه بتوانيم نسلي را بپروارنيم كه نه فقط حامل معرفت ديني باشد بلكه عامل معرفت ديني محسوب شود. و در حقيقت چنين تربيتي بتوانندبه " تحول از درون" منجر شود و خود نيزمنشأ تحول در دلها و جانها ي ديگري باشد . برخي ازكارشناسان سازمان يونسكو از جمله راه حلهايي كه براي آموزش نوين جوانان ، پيشنهاد مي كنند . اين است كه بايد به گونه اي عمل نمود كه استقرار مجدد ارزشها و طرز تلقي هاي اخلاقي در جوامع در حال دگرگوني را شاهد باشيم .
نوشته شده توسط حسن عباسی در شنبه هشتم بهمن 1384 ساعت 0:23 موضوع نقش تربیت در جوانان | لینک ثابت
عوامل تاثير گذار در روحيه انسان
حالات روحي انسانها متاثر از عوامل زيرمي باشد:
يكي از عواملي كه در حالتهاي روحيه مؤثر است باورهاي انسان است، كسي كه باورهاي مثبت دارد، به آينده اميدوار است و خود را سرشار از نعمت ميبيند داراي روحيهاي مثبت است و براي آينده هدفگذاري، برنامهريزي و تلاش ميكند. اما كسي كه باورها و روحيهاي منفي دارد، همواره به خود ميگويد: نميشود، امكان ندارد، شانس ندارم،توان ندارم، نميگذارند، پول ندارم، لياقت ندارم و... چنين شخصي اميدي به آينده ندارد.
نوشته شده توسط حسن عباسی در جمعه شانزدهم دی 1384 ساعت 13:56 موضوع عوامل موثر در روحیه | لینک ثابت
ترس در کودکان و راه های مقابله با آن (3)
· طفره رفتن و عقب نشینی از موضع خود گوشه گیری و هراس.
· نگاه خیره چهره مضطرب عدم آرامش گاز گرفتن و جویدن لب ها.
· دل درد سردرد تهوع و داشتن ناراحتی به هنگام خواب .
· عدم هماهنگی وهم خوانی در حالات و رفتار تیک های عصبی و حرکات تنشی.
· تکان تکان خوردن های یک نواخت و پشت سرهم خارش های عصبی.
· بی ارادگی محتاطی بیش از حد رعایت نکردن حد و مرز در رفتار خود حالات تهاجمی جستجوی نگاه بزرگترها اغلب به تنهایی بازی کردن مقابله نکردن و دفاع نکردن از خود خودداری از هر کاری رفتارهای غیراختیاری وفریادکشیدن
چگونه به وجود ترس در کودک خویش پی ببریم
ترس مانند طنابی گلوی انسان را می فشارد این امر بخصوص در مورد کودکان صادق است. هیجانات و تنش ها گاهی می توانند به اندازه ای شدید باشند که قدرت هرگونه حرکتی از کودک سلب شده و از موضع خود عقب نشینی کند.
گاهی برای کودک بسیار دشوار است که احساس درونی خود را توصیف کند او به خوبی نمی داند که چه چیزی در درونش رخ داده است. گاهی کودکان به دو علت ترس خود را از ما مخفی می کنند: نخست می ترسند که شاید آنها را جدی نگیرند. دوم آنکه تصورمی کنند در صورت صحبت کردن در مورد ترس ترس و وحشت بیش از گذشته به سراغشان آمده و آنها را تعقیب کند.
نکته :
کودکان کم حرف و ساکت را می توان با استفاده از تصاویرو اسباب بازی های پارچه ای حیوانات و عروسک های انگشتی به حرف آورد.گفتگو با افراد مورد علاقه کودکان به آنان